تبليغاتX
كازرونيه-1
نو یافته ها و یادداشت های کازرون ﭘﮋوهي

يگانه روزگار، استاد ايرج افشار در آخرين شماره مجله بخارا(شماره 64) نويافته‌اي در باب كازرون را معرفي کرده‌اند. عين مطلب ايشان جهت استفاده كازرون‌دوستان تقديم مي‌شود:

1263 -  فريد احول اصفهاني، شاعر قرن هفتم كه سفري به فارس(قطعاً شيراز) رفته بود و احتمال مي‌رود به كازرون هم سفر كرده باشد، در سه بيت ياد از عدل و آسايشي مي‌كند كه در آن شهر مراعات مي‌شده است. همين مضمون را نديدم كه در باره شيراز يا شهرهاي ديگر به كار برده باشد.

تقوي و انصاف توست آن‌كه كتان را به طبع/ در طرف كازرون مي‌ندرد آفتاب(ص 18)

عدل او جايي است كاندر كازرون بي تار و پود / مي‌شود مهر كتان را رفوگر ماهتاب(ص30)

به عهد عدلش در حد كازرون شب و روز / رفو كنند زتاثير ماهتاب كتان(ص134)

اما مضمون عموم شاعران اين است كه نور ماهتاب كتان را ضايع مي‌كند. در لغتنامه شواهدي از فرخي و خاقاني و نظام قاري(البسه) نقل شده است.

اشاره ضمني شاعر البته به صنعت گسترده پارچه بافي در اين دوران كازرون نيز هست.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:20  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 19:57  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 
 
«شاعران قدیم کرمان» منتشر شد

 کتاب پژوهشی شاعران قدیم کرمان به قلم سید علی میرافضلی توسط نشر کازرونیه در 680 صفحه منتشر شد. در این کتاب، زندگی و شعر 26 شاعر قدیمی کرمان که در فاصله قرن ششم تا هشتم هجری میزیستهاند، بررسی شده است. اغلب این شاعران جزو گمنامان و فراموش شدگان تاریخ ادبیات کرمان هستند. نیمی از شاعران کتاب شاید برای اولین بار است که معرفی میشوند. نمونه اشعار این شاعران، حتی شاعران شناخته شدهای مثل خواجو و عماد فقیه و شاه نعمت الله کرمانی و اوحدالدین کرمانی از نسخههای خطی نزدیک به زمان حیات آنها گرد آمده است. اشعار شاعرانی مثل طیان بمی، شرف الدین مقبل، افضل الدین کرمانی، ناصرالدین منشی و میر کرمانی به این جامعیت و گستردگی درهیچ کتاب دیگری یافت نمیشود و مأخذ من در گردآوری اشعار این شاعران، در وهله اول، نسخههای خطی و عکسی کتابخانههای دانشگاه تهران، ملک، مجلس، موزه ایران باستان و مرعشی و در مرحله بعد، کتابهای تاریخی و ادبی چاپی بوده است.از جمله شاعران این کتاب، میر کرمانی است که در قرن هشتم هجری میزیسته و همعصر خواجو بوده است. در تاریخ ادبیات ایران اثر مرحوم دکتر صفا ازین شاعر یاد شده و یکی از غزلیات نه چندان قوی او نیز نقل شده است. من 95 غزل از میر کرمانی را به علاوه تعدادی از قصاید و ابیات پراکنده او را از ده ـ دوازده منبع مختلف خطی گردآوردهام. تنها نسخه خطی دیوان او که مشتمل بر 8000 بیت بوده است، تا 50 سال پیش در تهران موجود بود و در حال حاضر، محل نگهداری آن معلوم نیست و آن را باید معدوم تلقی کرد. میر کرمانی به همراه خواجو و عماد فقیه یکی از سه ضلع مثلث غزل کرمان در قرن هشتم هجری است.از دیگر شاعرانی که در این کتاب از آنها یاد شده، محمود منور کرمانی، شمس اوحد کرمانی، نجم الدین حسن شهرویه، محمود کرمانی، شمس الملک کرمانی، شمس الدین بردسیری، صدر کرمانی، پادشاه خاتون و چند شاعر دیگر کرمانی است. محمود منور کرمانی از عارفان غزلسرا در نیمه اول قرن هشتم هجری است و 50 غزلی که ازو درین کتاب آمده، تعلق فکری او را به نظریات عرفانی ابن عربی و فلسفه وحدت وجود نشان میدهد.با توجه به اینکه اسامی تعداد زیادی از این شاعران از تذکرهها و کتابهای تاریخ ادبیات فوت شده است، گردآوری اشعار آنها که در واقع بازیابی گنجینه فراموش شده شعر کرمان در دوران سلاجقه، قراختاییان و آل مظفر است نقش مهمی در ترسیم هویت ادبی این منطقه ایفا میکند و هدف آن جبران غفلتی است که در حوزه پژوهشهای ادبی مرتبط با تاریخ ادبیات کرمان شاهد آن بودهایم. نیمی از شاعران این کتاب در کتابهای تذکره شاعران کرمان جایی ندارند و اطلاعات مربوط به تعداد دیگری از شاعران کتاب نیز سرشار از اغلاط تاریخی و ادبی و بعضاً گمراه کننده است. مضافاً آنکه در تذکرههای کرمان، نمونه شعر این شاعران نیز در حد دو تا ده بیت است و جایگاه و پایگاه هر شاعر را نیز معلوم نمیدارد.بی مجامله و شکسته نفسی بگویم: شاعران قدیم کرمان، تا آنجا که من میدانم و دیدهام، با این حجم و دامنه، در حوزه ادبیات منطقهای کار کم سابقهای است. جلد دوم این کتاب که شاعران قرن 9 تا 11 هجری (دوره تیموری و صفوی) را شامل میشود ، در دست تألیف است. (http://amiralavi.persianblog.ir/)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 19:51  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

مطلب ذیل در دو منبع یادشده نقل شده است. اما من تاکنون نمونه‌ای از این مهر را ندیده‌ام. اگر دوستان سراغی دارند، راه بنمایند:

       در 1335 در پی نهضت انقلابی کازرون بر روی تمبرهای احمدشاهی مهر «ملت کازرون » زدند. 

ابراهیم فخرائی سردار جنگل، تهران 1366ص 273 و فریدون نوین فرح بخش،  تمبرهای اولیة ایران، تهران 1379 ص 83 ـ 87.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 11:26  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

متن زير را تذکره مرآت الخيال شيرعلي خان لودي نقل کرده است(ص9). اين کتاب به اهتمام دوست گرامي حميد حسني منتشر شده است.

 

شيخ عبدالله بلياني کازروني ـ قدس الله سره العزيز ـ فرموده:

خداي‌دان باشيد!

و اگر خداي‌دان نه‌ايد، خوددان مباشيد

که چون خوددان نباشيد، خداي‌دان باشيد!

پس فرمود، از اين بهتر بگويم:

خداي‌بين باشيد!

و اگر خداي‌بين نه‌ايد، خودبين مباشيد

که چون خودبين نباشيد، خداي‌بين باشيد.

پس فرمود از اين نيز بهتر بگويم:

خداي باشيد!

و اگر خداي نباشيد، خود مباشيد

که چون خود نباشيد، خداي باشيد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 8:24  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

در کتاب تازه چاپ مرآت الوقايع مظفري، تصحيح شادروان استاد دکتر عبدالحسين نوايي اين چند نکته در باره کازرون عصر مظفرالدين شاه ديده مي شود:

در هشتم رجب 1316ق در کازرون زلزله شديدي شده، خرابي نرسانيد(306).

در ماه شوال 1322ق، در هشت فرسخي شيراز، نزديک کازرون، سيلي شديد آمده و ضرر زياد رسانيده است(730).

در ماه ذي قعده 1323ق در کازرون غلامعلي نام، داروغه سابق، به اتفاق ميرزا عبدالنبي نام، سوار دور خود جمع کرده، در شهر بناي شرارت گذاشتند و مردم را صدمه مي زنند و جمعي را کشته‌اند و به خانه حکومت هم تفنگ مي‌اندازند(923).

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 8:26  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

«منزل رمن گريشمن در بيشابور كه پيشتر به صورت موزه استفاده مي‌شد، به طور كامل تخريب شد. گريشمن باستان‌شناس و ايرانشناس شهير فرانسوي است كه طي سالهاي متمادي اقامت در ايران، پژوهشهاي گسترده و دامنه‌داري در مناطقي همچون سيلك(كاشان)، بيشابور(كازرون)، سرمسجد(مسجد سليمان) و ... انجام داد و آثار محققانه بسياري درباره باستان‌شناسي، تاريخ و فرهنگ ايران نگاشت. او در زمره بزرگترين باستان‌شناسان فرانسوي بود كه با احاطه بر زمينه پژوهشي‌اش سالها پس از مرگ، همچنان تأثيرگذار است. اين خانه كه معماري سنتي و بومي داشت و گريشمن و هيأت همراه او به هنگام كاوشهاي باستان‌شناسي در بيشابور در آن اقامت داشته‌اند، پيشتر به عنوان موزه مورد استفاده بود به تازگي طي اقدامي عجيب، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان فارس با تخريب كامل اين خانه تاريخي، ساختمان جديدي را به عنوان موزه در محل آن در دست ساخت دارد.»

متن يادشده به‌تازگي در آخرين شماره مجله باستان‌شناسي (به همراه دو عكس از بناي ازبين رفته) به مسووليت و سردبيري آقاي شهرام زارع منتشر شده است. اگرچه نوشداروي پس از مرگ است اما دست كم براي ثبت در تاريخ مفيد است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 22:30  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

عضدالدوله ديلمي پس از فتح اصفهان و شکست ابن ماکان در سال 344 هجري قمري به تخت جمشيد مي‌رود و براي ثبت اين پيروزي بزرگ دستور مي‌دهد کتيبه‌اي در کاخ داريوش نقر کنند. وي در عين حال از سر کنجکاوي و براي آگاهي يافتن از متن کتيبه‌هاي تخت جمشيد دستور مي‌دهد کساني را براي قرائت کتيبه‌ها احضار کنند. اين کار توسط دو تن به نامهاي علي بن سري کاتب کرخي و مارسفند موبد کازروني انجام مي‌شود و اين موضوع در کتيبه دوم ثبت مي‌شود. متن اين دو کتيبه که به خط کوفي نوشته شده، چنين است:

بسم الله حضره الامير

الجليل، عضدالدوله، فناخسروبن الحسن سنة اربع

و اربعين و ثلثمائة في منصرفه

مظفراً من فتح اصبهان

و اسره ابن ماکان و کسره جيش

خراسان و احضر من قرا ما في هذه الآثار من الکتابة

کتيبه دوم:

حضره الامير ابوشجاع عضدالدوله _ ايده الله _

في صفر اربع و اربعين و ثلثمايه و قري له ما في

هذه الآثار من الکتابة. قراه علي بن السري الکاتب

الکرخي و مارسفند الموبد الکازروني

 

اين دو نوشته ظاهراً اولين گزارش از قرايت کتيبه‌هاي تخت جمشيد در دوره اسلامي است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 11:44  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

"در كازرون كاردي مي سازند كه آن را كارد شولي مي‌خوانند. شولان در ميان مي‌كنند و در جنگ با يكديگر به ضرب و حرب مشغول مي‌گردند. پس شولي به دكان كاردگري رفت و كاردي از اين جنس فرمود تا براي او ترتيب كند. بعد از چند روز سكّاك كارد بساخت و شول بيامد كه بهاي كارد بدهد.

چون كارد را به دست گرفت گفت: تيغ او كوتاه ساخته‌اي!

استاد سكاك گفت: در حالت جنگ چون به كار بري، گامي پيش نه!

شول به زبان شولي گفت: اي خانه خراب! در آن محل، گامي صد فرسنگ است."

 

امروز حكايت يادشده را در كتاب ارزشمند انيس الناس خواندم كه در سال 1356 به همت استاد ايرج افشار منتشر شده است. اين حكايت نشان از وجود هنر كاردسازي در كازرون قرن نهم هجري قمري دارد كه پيشتر اطلاعي از آن نداشتيم. ضمناً يادآور مي‌شوم كه نام پيشين "نورآباد ممسني" شولستان بوده و وجه تسميه آن سكونت قوم شول در اين منطقه بوده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 19:59  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

 مقبره خواجه عبدالله انصاري در گازرگاه هرات(افغانستان) از قديم الايام يکي از زيارتگاهها و اماکن معتبر اهل تصوف و عرفان بوده است. در رساله مزارات هرات اثر اصيل الدين واعظ هروي از دو مقبره متعلق به بزرگان سلسله کازرونيه نام برده است. متن اين دو مقبره علاوه بر شناساندن دو شخصيت برجسته کازروني، نشان از حضور جدي و اعتبار سلسله مرشديه در اين بخش از دنياي اسلام دارد. هر دو مقبره در شمال ايوان بزرگ پير هرات، بيرون از حياط حضرت خواجه و متصل به ديوار ايوان بزرگ واقع است و به خاک شيخ ابواسحاق مشهور و اطراف آن را به خشت پخته محجر و پنجره نموده‌اند.

در پيشاني هر دو مزار که متعلق به دو پسرعمو است که به فاصله ده سال از يکديگر در گذشته‌اند، دو سنگ مرمر با خط زيباي ثلث منصوب است که خلاصه عبارات آنها چنين است:

توفي شيخ شيوخ الاسلام و المسلمين . . . قطب وقته بالاستحقاق، الشيخ جمال الدين محمد ابواسحاق بن المولي . . . جلال الدين ابوالفتح احمدبن فخرالدين عمر المرشدي الکازروني في يوم الاربعا الثالث عشر من ذي قعده في سنه ثمان و عشرين و ثمان مايه. (چهارشنبه 13 ذي قعده 828 قمري)

 

بر سنگ مزار دوم نيز اين عبارات موجود است:

هذا مرقد الحضرت المخدوم الاعظم، شيخ الشيوخ . . . شارح اخبار سيد المرسلين، جامع المسموع و المنقول، سعيدالدين محمد المکني بابي سعيدبن جمال الدين احمد بن فخرالدين عمر، قد توفي في غره ذي قعده الحرام سنه ثمان و ثلاثين و ثمان مايه.(اول ذي قعده 838 قمري)

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 9:45  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

كهن‌ترين منابعي كه به امان‌نامه پيامبر(ص) در باب خاندان سلمان اشاره كرده‌‌اند به نقل از دوست گرامي، جناب دکتر ترکی كتابهاي  مجمل التواریخ و القصص(تالیف ۵۲۰ ه ق) و تاریخ گزیده حمدالله مستوفی (متوفی ۷۵۰ ه ق) است. منبع ذيل نيز شاهد و روايتي ديگر از اين موضوع و البته ارجاع به منبعي كهنتر در آثار ابوعلي فارمدي(405 – 477ق) است.

محمدبن هندوشاه نخجواني در كتاب ارزشمند "دستورالكاتب في تعيين المراتب" مي‌نويسد: «و در ايام دولت عرب، حرمت و جلالت كتّاب به حدي بوده كه ابتداي هر مثال به نام امام بودي و انتها به نام كاتب. و شيخ بزرگوار ابوعلي فارمدي – قدس الله روحه العزيز در بعضي از تصانيف خود، نسخه عهدنامه‌اي كه به اشارت مبارك رسول – صلي الله عليه و سلم، اميرالمومنين علي – كرم الله وجهه – جهت اقارب و انساب سلمان فارسي – رضي الله عنه – نوشته است و به فارس فرستاده، ذكر كرده است. ابتداي عهدنامه برين موجب است: "بسم الله الرحمن الرحيم. هذا كتاب من محمد رسول الله ... الي آخره. و در آخر  عهدنامه نوشته: كتب علي بن ابي‌طالب بامر رسول الله صلي الله عليه و سلم في رجب سنه تسع من الهجره بمحضر من ابي بكر الصديق و عثمان و انس و المقداد و جماعت من المومنين، رضي الله عنهم. و اين ضعيف كه كي مصنف اين كتاب است، نسخه آن عهدنامه را مطالعه كرده است.»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 0:1  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

دوست دانشمندم جناب شیخ علی صدرایی خویی از سر لطف هرگاه مطلبی در باب کازرون می یابند، در وبلاگ ارزشمندشان نقل می کنند. با سپاس و اجازه از ایشان، این مطلب نقل می شود:

"حاج محمد حسین کازرونی متوفای ۱۳۱۱ش (۱۳۵۱ق) از خیران عهد ناصرالدین شاه قاجار و دوره مشروطیت است که در اصفهان روی در نقاب خاک کشیده و در تخت فولاد آرمیده و روضه اش به تکیه کازرونی معروف است. پژوهشگر محترم محمدحسین ریاحی در باره آثار اجتماعی و فرهنگی وی پژوهشی انجام داده که با نام روضه رضوان مشاهیر مدفون در تکیه کازرونی در اصفهان از سوی کانون پژوهش در سال ۱۳۸۵ش در ۳۶۸ص منتشر شده است."

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 19:39  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

عبارت بالا عنوان مقاله اي مشترک است از فيليز چغمن و زرن تانيندي از محققان اهل ترکيه. نويسندگان اين مقاله بر اساس چهل نسخه مصور موجود در موزه توپ قاپي سراي استانبول که همگي در بخش انجامه کتاب نام شيخ مرشدالدين محمد و نسبت مرشدي را ضبط کرده اند، نشان داده اند که در قرن دهم هجري در ابواسحاقيه شيراز که به آستانه، بقعه و مقام مشهور بوده است کارگاهي براي توليد نسخه هاي مصور مشغول فعاليت بوده است.

نکته جالب ديگري که در اين مقاله به آن اشاره شده است، وجود تصويري از رژه دراويش کازروني در مراسم ختنه سوران شاهزاده محمد فرزند سلطان مراد سوم عثماني(حکومت: 982 تا 1004)در کتابي به نام سورنامه است. اين موضوع نشان مي دهد که دروايش کازروني دست کم تا پايان قرن دهم در آن حوزه مشغول فعاليت بوده اند.

اين مقاله در مجموعه اي با عنوان هنر و معماري صفويه، که توسط دوست گرامي خانم شيلا کنبي فراهم آمده و توسط آقاي مزدا موحد به فارسي برگردانده شده است، اخيرا توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسي منتشر شده است.

متن کامل این مقاله تا پايان سال جاري در دفتر پنجم کازرونيه که ويژه مقالات مرتبط با شيخ ابواسحاق و سلسله مرشديه خواهد بود،  منتشر خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 10:40  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

نقش برجسته پري شو

اوايل فروردين‌ماه سال 1385،  به روال گذشته و سنت گشت و گذار خانوادگي در مناطق مختلف منطقه سرسبز كازرون، از مسير روستاي شمالي درياچه، (روستاي شهرنجان) به سمت روستاي پريشان رفتيم. با دقت نظر برادر گرامي‌ام استاد طاهر شيخ الحكمايي، و در كنار صخره‌اي مشرف به درياچه، نقش برجسته‌اي كهن را يافتيم كه تا آن‌زمان معرفي نشده بود. (لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 18:20  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

متن زير چکيده اي است از آخرين کار پژوهشي اينجانب که روز دوشنبه 7/ 12/ 1385 با حضور اساتيد ارجمند، دکتر ژالة آموزگار، ايرج افشار، عبدالله انوار، دکتر دبيرسياقي، دکتر شفيعي کدکني، دکتر علي اشرف صادقي، دکتر نوروززاده چگيني،  و . . . در ساختمان نقش جهان فرهنگستان هنر  برگزار گرديد. در پايان جلسه نيز پرسشها و يادآوريهايي از سوي اساتيد و حضار ارجمند مطرح گرديد. با سپاس از حضور همه گراميان.

 

بخش نخست: نقص عمدي كاغذ اسناد؛ پيشينه و تحول آن

كساني كه مستقيما با اسناد تاريخي سروكار دارند، احتمالاًً بريدگي گوشه سمت راست پايين برخي از اسناد توجه‌شان را به خود جلب كرده است. هدف بخش اول اين سخنراني، ارائة پيشينه و ريشه‌يابي موضوع، و سير تحول شكل اين پديده در اسناد تاريخي است. همچنين، كوشيده‌ايم در بخش دوم با ارائة تصاويري، گسترش اين انديشه در ديگر هنرها را به‌اجمال مورد بررسي قرار دهيم.

در ميان سندپژوهان معاصر، هريبرت بوسه در بررسي فرامين صفوي اين موضوع را مورد توجه قرار داده و به نقل از شاردن اين امر را خرافي و نشان از نقص همة امور دنيوي مي‌داند وي سپس اضافه مي کند که ما هیچ توضیحی نداریم كه به این مطلب اضافه كنیم.

 (لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 10:54  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

به لطف دوست فاضل گرامي، جناب آقاي کريم اصفهانيان، نسخه اي از کتاب اسناد تاريخي خاندان غفاري که به کوشش ايشان در سلسله انتشارات بنياد موقوفات افشار منتشر شده است به دستم رسيد. طبق معمول اول به دنبال نام کازرون گشتم. در اين کتاب يادداشتي به خط ناصرالدين شاه به فرخ خان امين الدوله در باب گردنکشي طهماسب ميرزا مويدالدوله بدين شرح موجود است:

"نوشته مويدالدوله ملاحظه شد. شما همانطور که عرض کرديد، به احمدخان بنويسيد که . . . پيش کش او را مويدالدوله رد کند. خشت و کازرون را به شاه زاده وجه المصالحه واگذارد و ساير را داشته باشد گويا باعث آسودگي همه باشد، البته بنويس. به شاهزاده هم صريح بنويس براي من الولو درست نکند و گردنکشي نکند. براي کار احمدخان به خدا قسم اگر بقايا را نرساند و قسط امسال را درست نرساند، پوستش را خواهم کند."

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 13:45  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

در كتاب سيرت جلال الدين  مينكبرني (فرزند و جانشين سلطان محمد خوارزمشاه و نوشته‌شده به سال 639ق) مطلب ذيل كه خود برگي از تاريخ كازرون است، چنين آمده است:

 

«پس، روي به شيراز آورد و به استيلا درآمد. و زهر انتقام خود به اهالي آن بقاع چشانيد و مدتي بر سر قلعه جره فرو آمد. و آخر با اهل آن بر مالي وافر صلح كرد و امان داد. و اينانج‌خان آن‌جا بمرد و در شعب سلمان دفن شد.

 

و آلپرخان را به كازرون فرستاد. و آثار شيخ ابواسحاق در آن‌جاست. بر آن مستولي شد و دست ‌درازي و هتك حرم تقديم داشت. و آن‌جا بر مرور دهور اموال صدقات و نذور جمع شده بود. همه را آلپرخان به خزانة خود نقل كرد و بدان متجمّل شد.

هيهات! اين مظالم را تيغهاي با اثر و شمشيرهاي كارگر است و اين مغارم را پشت پيل نكشد و كوهان كوه بگسلد. اگرچه به ظاهر چون عسل حلاوتي دارد، اما من حيث الحقيقه زهر قاتل و سمّ هلاهل است.

لاجرم عاقبت او آن بود كه تاتاران او را بر در اصفهان اسير كردند و دست او را بازپس بستند و بر اسب نشاندند و پايها زير شكم محكم كردند و دوساله راه، پيش خاقان فرستادند. چون آنجا رسيد، فرمود كه او را به آتش بسوختند و رمقي كه مانده بود، غذاي نار شد. و آن خود عذاب عاجل است كه در جهان فاني مشاهده كرد. اما اميدهست كه چون يكبار به آتش بسوخت، حق‌تعالي او را دوبار عذاب نكند».

 

(شهاب‌الدين محمد نسوي، ص 104.)

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 19:3  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

امروز شنبه، 23/10/1385، مراسم يازدهمين دوره معرفي پژوهش فرهنگي سال در تالار آسمان(جنب كاخ سعدآباد) تهران برگزار گرديد. به قول دبير محترم، در اين برنامه از ميان 300 اثر ارسال‌شده به دبيرخانه، 42 عنوان به مرحله داوري نهايي رسيده و 13 اثر از اين تعداد به عنوان آثار برتر انتخاب شده‌اند. در اين جلسه كتاب گنجینه گویش فارس(گويشهاي حوزه كازرون) كه توسط دوست ارجمند جناب آقاي عبدالنبی سلامی گردآوري، و فرهنگستان زبان و ادب فارسي آن را منتشر كرده است، جزو آثار برگزيده قرار داشت. اين موفقيت را به جناب سلامي و همشهريان گرامي تبريك مي‌گويم.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 22:46  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

در كتاب آثار الرضا، تأليف صدرالسادات سلامي كازروني آمده است: «نظر بر آن كه بناي اول آن (شهر كازرون) بر مثلث نهاده شده، خلق آن طرفه و بهره در شهر خود از خود نمي‌برند[1]». اما در باب رابطه ميان مثلث و «بي‌بهرگي مردم از شهر خود» و لابد نحوست آن، توضيحي در تعليقات كتاب نيامده است.

مي‌دانيم شهر قديم كازرون كه در شرق كازرون فعلي قرار داشته است، در متون قديم به  "بلدالعتيق" و "شهر كهنه" مشهور بوده و منسوبين به اين منطقه را بلدي مي‌گفته‌اند. اما بنا بر آنچه در فردوس المرشديه[2] آمده است پيش از آغاز فعاليتهاي مذهبي شيخ ابواسحاق و ساخت مسجد جامع توسط او، كازرون جديد متشكل از سه روستاي نورد، دريست و راهبان بود كه سه ضلع يك مثلث را  تشكيل مي‌دادند.

در لغتنامه دهخدا، ذيل مثلث آمده است:

«هر دو تعويذ است(شكل مثلث و مربع)، اما در خاصيت هر دو اختلاف است. بعضي مربع را نحس و مثلث را سعد و بعضي بالعكس گفته‌اند. و نحوست مثلث از بيت حزين لاهيجي معلوم مي‌شود:

          جهان يكسر خراب از وضع اين مسندنشينان شد

           مـثـلث بـــود خــاصيـــت هـمــانــا ايــن مــربـع را 

 

تبصره: از خرافي بودن اين اعتقاد كه بگذريم، خوشبختانه از ظواهر امر بر مي‌آيد كه برخي علماي علوم غريبه، مثلث را سعد دانسته‌اند و اميدواريم اين تغيير نگاه باعث شود ازين به بعد مردم شهر از زادگاه خويش بهر‌ها ببرند و دوران نحوست را تمام شده بپندارند.

 



[1] . صدرالسادات سلامي، آثارالرضا،(در تاريخ و جغرافياي كازرون و شيراز)، پژوهش: زهرا خوشبويي و موسي مطهري زاده، تهران، نشر كازرونيه، 1381. ص 39.

[2] . محمودبن عثمان، فردوس المرشديه في اسرار الصمديه، به كوشش ايرج افشار، تهران، انجمن آثار ملي، 1358، ص 29.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 13:42  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

در منشآت خطي كتابخانه مجلس(سناي سابق)، متن زير كه فرماني است از شاه سلطان حسين صفوي در منع تراشيدن ريش، با نام رشيداي كازروني ثبت شده است. هم از بابت نويسنده و نيز ظرافتهاي ادبي و هم نكاتي در اوضاع اجتماعي آن دوران، كه گاه بي‌شباهت به ديگر روزگاران نيست، در اين‌جا آورده مي‌شود. اين متن در كتاب اسناد و مكاتبات تاريخي ايران، عبدالحسين نوايي، تهران،  انتشارات علمي و فرهنگي، ۱۳۷۰.(چاپ سوم) ص ۴۱۰، نيز بدون نام رشيدا آمده است.  

 

" چون احياي سنت سيدالمرسلين(ص)، زينت عذار روزگار دولت ما گشته، و زلف توبرتوي ازاله بدعت، زيب رخسار خورشيدانوار فطرت ما آمده، مَهما اَمكن ملاحظه موبه‌مو از امور ملّت سيدالثقلين نموده، در تحريك سلسله اجراي احكام شريعت، يك‌سر مو فروگذاشت نمي‌فرماييم. و غبار خط بدعت و ضلالت از چهره احوال و اوضاع نوخطان مناهي زدوده مي‌گردانيم. ( لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 16:31  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

 
بنچاق
سید محمدعلی آل مجتبی
قاسم صرافان
فرهنگسرا
منوچهر مظفریان
قاسم مرادی
علی رضا قزوه
کوچه
نصرالله مردانی
محسن پزشکيان
کشکول
مرد رند
عباس عاشوري نژاد
مهدی تقی نژاد
علی صدرایی خوی
محمدرضا ترکی
سیدعلی میرافضلی
کاتبان
بابونه
وقایع ابن محمود
فرزاد بحرانی
محسن عباسپور
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
پیوندها
کازرون نوشت(وب گروهی)
کتابخانه کازرون
چهره هاي كازرون
گردشگري کازرون
ميراث فرهنگي کازرون
شعر کازرون
انجمن ادبی کازرون
عکسخانه کازرون
توابع کازرون: (1. دوان)
............... (دوان 2)
............... 2. کمانکشي
............. 3. کنارتخته
............. 4. کاسکان
............. 5. دوسيران
..............6. شاپور
هفته نامه بیشاپور
وب / سایتهای کازرون
شهر حماسه
شهداي کازرون
شهر سلمان(خبری تحلیلی)
كازرون آنلاين
نورآباد ممسني(پرنيان هفت رنگ)
ايل قشقايي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
محمد رهباني

 

Free Web Counter
بازديد شده